حميد احمدى

218

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

چنان‌كه امام رضا عليه السلام در باره آنها فرمود : « در حيرت زندگى مىكنند و نهايت در حال كفر مىميرند » . « 1 » اين تحير باعث سوءاستفاده غاليان گرديد و از آنها فرقه‌اى به نام « ممطوره » به وجود آمد كه به حلول و تناسخ معتقد بودند . اين نام برگرفته از « كلاب ممطوره » ( / سگ خيس‌شده در باران ) است كه يكى از متكلمان به دليل سرگردانىشان بر آنها نهاد . در دوران امامت امام رضا عليه السلام به دليل توسعه فرهنگ و انديشه شيعى ، انحرافات عقيدتى و فرقه‌اى در شيعه بسيار اندك بود . حضور عالمان فرهيخته از شيعيان همانند يونس بن عبدالرحمن ، هشام بن حكم ، هشام بن سالم و على بن اسماعيل براى حراست و پويايى اين فرهنگ به رهبرى امام‌رضا ، در پيش‌گيرى از انحرافات بسيار سازنده بود . اين بزرگان ، دين و فرهنگ حديثى را به كمك اصول تأليف‌شده حفظ كردند تا به دوران غيبت رساندند . « 2 » دوران امامت امام رضا عليه السلام مصادف با ده سال پايانى حكومت هارون‌الرشيد بود كه امام عليه السلام با سياست تقيه و هدايت سازمان وكالت در شهرها و مناطق مختلف ايران ، آفريقا ، عراق و حجاز به حفظ ارتباط شيعيان با رهبرى پرداخت . البته سازمان وكالت در بخش شرقى جهان اسلام در شمال ايران ، بلخ ، كابل ، مصر و عراق نيز فعال بوده است . بعد از هارون‌الرشيد از سال 193 تا 198 هجرى ، امين عباسى حاكم و خليفه بود . عيش‌طلبى امين و درگيرى با برادرش مأمون عباسى و نيز اختلاف قومى سران حكومت با يكديگر ، سبب گشت كه براى امام رضا عليه السلام مزاحمتى جدّى ايجاد نشود ، ازاين‌رو امام عليه السلام با فراغت بال و بايستگى تمام به ترويج و تثبيت انديشه‌هاى شيعى پرداخت . امام عليه السلام از اين فرصت براى بازسازى سازمان وكالت و تبليغ آشكار تشيع نيز سود جست . فرصت مغتنم ديگرى كه در اختيار امام رضا عليه السلام قرار گرفت ، وضعيت سياسى و اجتماعى مأمون عباسى در مقابل برادرش امين بود كه او را ناگزير ساخت براى تضعيف حاكمت امين ، در برابر جنبش‌هاى شيعى و هواداران اهل‌بيت در نواحى شرقى سياست مدارا پيشه كند و تا حدودى نيز از محبان ميانه‌رو ( نه شيعيان ) در ايران براى مقابله با امين سود جويد . با حاكميت يافتن مأمون در سال 199 هجرى دور جديد قيام‌هاى علويان آغاز گرديد كه از جمله مىتوان به قيام محمد بن جعفر عليه السلام عموى امام رضا عليه السلام در مكه اشاره كرد . وى فردى زاهد و دانشمند و به دور از سياست بود . او در مقابل اهانت به حضرت صديقه كبرى - كه در يكى

--> ( 1 ) . رسول جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ص 429 . ( 2 ) . همان ، ص 430 .